خودتخریبی و روانکاوی: فهمِ ریشه‌های ناهشیار و راهی برای رهایی

گاهی همه‌چیز بیرون از ما «نرمال» است، اما درونمان موجی از کسالت، پوچی یا ناامیدی می‌گذرد؛ تصمیم‌های خوب را خراب می‌کنیم، به رابطه‌ای امن «نه» می‌گوییم یا درست پیش از رسیدن به هدف، ترمز می‌کشیم. این الگوها همان «خودتخریبی» است؛ پاسخی ناهشیار برای محافظت از ما در برابر اضطراب‌ها و دردهای قدیمی. این مقاله توضیح می‌دهد خودتخریبی چیست، مکانیسم‌های دفاعی چگونه عمل می‌کنند و چرا «روانکاوی» می‌تواند راهی پایدار برای تغییر باشد. برای اقدام عملی، می‌توانید از خدمات مرکز مشاوره روزبه و برنامه‌های کارگاه روانشناسی استفاده کنید.


تصویر استعاری فردی که روبه‌روی آینه ایستاده و لایه‌های چهره‌اش آرام آرام از اضطراب به وضوح می‌رسد

1) خودتخریبی چیست و چرا رخ می‌دهد؟

خودتخریبی مجموعه‌ای از رفتارها و انتخاب‌هاست که نتیجهٔ مطلوب را نابود می‌کند: تعلل مزمن، شروع‌های پرانرژی و رهاکردن در نیمه، انتخاب رابطه‌های نامناسب، لغو فرصت‌های شغلی و… . در عمق این رفتارها، ترس‌ها و خاطرات پردازش‌نشده‌ای قرار دارد که «سیستم روان» برای بقا آن‌ها را پنهان کرده است. وقتی فرصت رشد یا نزدیکی می‌آید، همان الگوهای پنهان فعال می‌شوند تا ما را از «خطرِ تصورشده» دور کنند—even اگر به قیمت از دست دادن شادی امروز باشد.

2) مکانیسم‌های دفاعی؛ سپرهایی که گاهی تیغ می‌شوند

مکانیسم‌های دفاعی راهبردهای ناهشیار برای کاهش اضطراب‌اند؛ ذاتی و طبیعی. افراط در استفاده از آن‌ها اما می‌تواند درد را مزمن کند. چند نمونهٔ آشنا:

  • انکار: نادیده‌گرفتن نشانه‌ها («حالم خوبه، فقط خسته‌ام»).
  • فرافکنی: نسبت‌دادن هیجان خود به دیگری («اون‌ها با من مشکل دارند»).
  • عقلانی‌سازی: دلیل‌تراشی شیک برای اجتناب («الان زمان خوبی برای شروع نیست»).
  • کمال‌گرایی: استاندارد دست‌نیافتنی برای توجیه «شروع نکردن».
  • خنثی‌سازی با شوخی: سبک‌کردن موضوعی که نیاز به مواجههٔ جدی دارد.

3) چرا «چک‌لیست و تکنیک» کافی نیست؟

وقتی ریشه‌ها ناهشیارند، تکنیک‌های سطحی (تایم‌منیجمنت، پاداش فوری) ممکن است چند روزی کمک کنند، اما در لحظهٔ استرس دوباره همان مدارها فعال می‌شوند. به زبان ساده: تا زمانی که «معنا» و «حافظهٔ هیجانی» پشتِ رفتار فهم نشود، اراده تنها، کم‌جان است.

4) روانکاوی چه می‌کند؟

روانکاوی به‌جای پانسمانِ سطحی، سراغ زخم‌های قدیمیِ «خوب‌بسته‌نشده» می‌رود. در اتاق درمان، رابطهٔ درمانگر–مراجع تبدیل می‌شود به آزمایشگاهی ایمن برای دیدنِ الگوهایی که بیرون از جلسه، خودکار رخ می‌دهند: دوری‌گزینی، ترس از صمیمیت، نیاز به کنترل، شرمِ موفق‌بودن و… . با «نام‌گذاری دقیق و تجربهٔ امنِ هیجان»، مسیرهای تازه‌ای در مغز ساخته می‌شود؛ تصمیم‌های امروز کمتر گروگانِ گذشته خواهند بود.

5) از نشانه تا ریشه: مسیر کار در روانکاوی

  • نقشهٔ علائم: کجاها خودتخریبی فعال می‌شود؟ (کار، رابطه، بدن)
  • ردیابی دفاع‌ها: دقیقاً چه مکانیسم‌هایی روشن می‌شوند؟ (انکار، عقلانی‌سازی…)
  • پیوند با تاریخچه: نخستین خاطره‌ای که «حس آشنا» دارد کدام است؟
  • تجربهٔ ایمن هیجان: گریه/خشم/شرم بدون فروپاشی؛ یادگیری «تحمل و تنظیم».
  • انتخاب تازه: تمرین تصمیم‌هایی کوچک اما جدید؛ شواهد واقعی برای مغز.

نماد کوه یخِ روان: بخش بالای آب رفتارهای روزمره و زیر سطح نام‌های دفاع‌ها و هیجان‌های خام

6) چطور بفهمم روانکاوی به کار من می‌آید؟

اگر الگوها «مزمن و بازگشتی» هستند؛ اگر بارها با برنامه‌ریزی شروع می‌کنید و نزدیک خط پایان از پا می‌افتید؛ اگر روابط نزدیک یا دستاورد، بی‌دلیل سنگین و تهدیدکننده می‌شود؛ اگر بدن شما بارِ هیجان را به شکل دردهای مبهم، میگرن یا مشکلات گوارشی حمل می‌کند—روانکاوی می‌تواند گزینهٔ معناداری باشد.

7) خودتخریبی شایع چگونه خودش را نشان می‌دهد؟

  • کار/تحصیل: تعلل مزمن، رهاکردن پروژه در 90٪، پذیرفتن مسئولیتِ بیش‌ازحد و بعد فرسودگی.
  • رابطه: جذب رابطه‌های بی‌ثبات، بی‌اعتمادیِ پیش‌فرض، فرار از تعهد، انتخاب‌های تکراریِ آشنا.
  • بدن: چرخه‌های خواب/خوراک نامنظم، دردهای سایکوسوماتیک، مصرف مواد/رفتارهای اعتیادی.

8) 9 پرسش خودکاوی برای آغاز تغییر

  1. چه زمانی بیشتر خودم را متوقف می‌کنم؟ (سه موقعیت را بنویسید)
  2. لحظهٔ «چرخش» دقیقاً کجاست؟ قبل از تماس، قبل از ارسال رزومه، قبل از پاسخ…؟
  3. در آن لحظه چه فکری از ذهنم می‌گذرد؟ (جملهٔ دقیق)
  4. بدنم چه می‌گوید؟ (گرهٔ گلو، تپش قلب، بی‌حسی)
  5. این حس برایم «آشنا»ست؟ از کِی؟
  6. کدام دفاع بلافاصله روشن می‌شود؟ (شوخی، دلیل‌تراشی، کارهای دیگر)
  7. اگر 5 دقیقه بمانم، چه می‌شود؟ (پیش‌بینی واقع‌بینانه)
  8. یک قدمِ کوچک که «متضاد عادت» باشد چیست؟
  9. پس از انجام قدم کوچک، به خودم چه می‌گویم؟ (تحسینِ توصیفی، نه کمال‌گرایانه)
صحنهٔ آرام اتاق درمان: مراجع نشسته و درمانگر گوش‌سپار؛ حس امنیت و تمرکز بر گفت‌وگو

9) انتظار واقع‌بینانه از فرآیند درمان

تغییرِ الگوهایی که سال‌ها «ما را حفظ کرده‌اند» زمان می‌خواهد. در مسیر، ممکن است موقتاً اضطراب بیشتر شود—این به معنای شکست نیست، بلکه نشانهٔ نزدیک‌شدن به «نقطهٔ واقعیِ درد» است. پیوستگی جلسات، امانت‌داری هیجانی و کنجکاویِ صادقانه نسبت به خود، سه ستونِ پیشرفت‌اند.

10) چه زمانی کمک فوری بگیرم؟

  • افکار آسیب به خود/دیگران، رفتارهای پرخطر، اختلال عملکرد جدی در کار یا رابطه.
  • نشانه‌های افسردگی/اضطراب شدید یا حملات پانیکِ تکراری.

در این شرایط، ارزیابی تخصصی ضروری است. برای نوبت، با مرکز مشاوره روزبه تماس بگیرید یا صفحهٔ کارگاه روانشناسی را ببینید. همچنین می‌توانید مقالات مرتبط را در دستهٔ مشاوره فردی برای بزرگسالان دنبال کنید.

جمع‌بندی

خودتخریبی «لجاجتِ روان» نیست؛ راه‌حل قدیمیِ ذهن برای محافظت از شماست. با دیدن ریشه‌ها، نام‌گذاریِ دفاع‌ها و تجربهٔ امنِ هیجان در روانکاوی، می‌توان به الگوها «نه» گفت و به زندگی «آری». اگر آمادهٔ قدم بعدی هستید، همین امروز از مشاورهٔ ارزیابی شروع کنید.


نویسنده: نرگس رحمانی